رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده ‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد

امام هفتم (علیه السلام) فرموده ‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد.

ماه رجب، به دلیل برخورداری از مزایای گوناگون و توجه به ابعاد معنوی آن، نام‏های دیگری نیز دارد؛ نام‏هایی مثل ماه آمرزش خواهی (شهرُ الاستغفار)؛ ماه تک (رَجَبُ الفَرد) به دلیل تنها واقع شدن و جدا شدن آن از سایر ماه‏های حرام؛ سرشار (رَجَبُ الاَصَبّ) به دلیل نزول سرشار رحمت الهی؛ ماه امیرمؤمنان (شهرُ امیرِالمؤمنین)، ریسمان الهی و اَصَمْ یعنی برخوردار از فضیلت‏های بسیار.

 

1رجب - ميلاد مسعود امام محمد باقر (علیه السلام)

امام محمدباقر (علیه السلام) در نخستين روز ماه رجب سال 57 قمري و يا به روايتي در سوم صفر سال 57 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود.(1)

نام پدر بزرگوارش امام زين العابدين (علیه السلام) و مادرش ام عبدالله، فاطمه بنت امام حسن مجتبي (علیه السلام) است. بدين لحاظ وي هم از جانب پدر و هم از جانب مادر، علوي و فاطمي است و به همين منظور، وي را هاشمي بين هاشميين، علوي بين علويين و فاطمي بين فاطميين مي گويند.(2)

امام محمدباقر (علیه السلام) پنجمين امام شيعيان است و در محرم سال 95 قمري، پس از شهادت پدر بزرگوارش امام زين العابدين (علیه السلام) به مقام منيع امامت نايل آمد.

امام محمدباقر (علیه السلام) داراي لقب هاي متعددي چون باقرالعلوم، شاكر و هادي است و مشهورترين لقب آن حضرت، "باقر" مي باشد. زيرا وي علم را شكافت و در عصر خويش در گسترش آن، تلاش بديعي به عمل آورد.

كنيه مبارك وي، "ابوجعفر" مي باشد.(3)

امام علي بن الحسين (علیه السلام) ، معروف به زين العابدين (علیه السلام) ، با اين كه داراي فرزنداني متعدد بود، از ميان آنان، فرزند بزرگترش محمدباقر (علیه السلام) را به مقام امامت، شايسته دانست و با گفتار و رفتارش وي را پس از خود، به امامت شيعيان منصوب كرد.

امام محمدباقر (علیه السلام) هنگامي امر امامت را بر عهده گرفت كه جامعه اسلامي به خاطر بي كفايتي خلفاي بني اميه و رقابت قدرتمندان دستگاه خلافت و وزيران و حاكمان آنان، به انحطاط كشيده و هر روز نسبت به ارزشهاي والاي اسلامي فاصله مي گرفت و تفكرات و شبهات مغرضان و دشمنان اسلام، ايمان و و عقيده مسلمانان را تضعيف و بي بنيه مي نمود.

امام باقر (علیه السلام) كه مانند پدرش امام زين العابدين (علیه السلام) ، در مراقبت كامل خلفاي بني اميه و عاملان آنان، به ويژه حاكمان مدينه منوره قرار داشت و زمينه اقدامات سياسي براي وي فراهم نبود، تلاش بليغي در اقدامات فرهنگي و علمي به عمل آورد، تا جامعه اسلامي را از درون باز سازي و آگاهي و ايمان مسلمانان را تقويت نمايد. بدين لحاظ نخستين حوزه هاي علمي اسلامي را پايه گذاري كرد و شاگردان فراواني را با مكتب ناب محمدي (صلی الله علیه و آله و سلم) و افكار و عقيده و فقه پوياي مكتب اهل بيت (علیه السلام) آشنا كرد.

عالمان، فقيهان و مفسران بزرگ در برابر آن حضرت سر تسليم فرود مي آوردند و وي را مدح و ستايش مي كردند.

امام محمدباقر (علیه السلام) در ايام امامت خويش با اين خلفا معاصر بود: وليد بن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك و هشام بن عبدالملك، كه همگي از طايفه ستم كار بني اميه بودند. آن حضرت از همه آنان، غير از عمر بن عبدالعزيز، فشارهاي فراواني متحمل شد و سرانجام در 57 سالگي به وسيله زهري كه ابراهيم بن وليد بن عبدالملك، حاكم مدينه به دستور هشام بن عبدالملك به وي خورانيده شد، در هفتم ذي حجه و به روايتي در ربيع الاول و يا ربيع الاخر سال 114 قمري به شهادت رسيد و در قبرستان بقيع، در جوار قبر شريف پدرش امام زين العابدين (علیه السلام) و عمويش امام حسن مجتبي (علیه السلام) به خاك سپرده شد.

 

  1. كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج2، ص 318؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 86؛ بحارالأنوار (علامه مجلسي)، ج46، ص 217؛ زندگاني چهارده معصوم (ترجمه اعلام الوري)، ص 368.
  2. الارشاد (شيخ مفيد)، ص 508؛ منتهي الآمال،ج2، ص 86؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 181.
  3. كشف الغمه،ج2، ص 318؛ منتهي الآمال، ج2، ص 87

 

2 رجب - ميلاد مسعود امام هادي (علیه السلام)

درباره تاريخ تولد امام هادي (علیه السلام) اتفاق نظري ميان مورخان و سيره نويسان نيست. برخي از آنان ، تاريخ تولدش را نيمه ذي حجه و برخي ديگر دوم رجب و يا پنجم رجب ذكر كرده اند. هم چنين درباره سال تولدش، برخي سال 212 و برخي ديگر سال 214 قمري را بيان نمودند.(1)

نام مباركش علي و لقب هايش هادي، نقي، نجيب، مرتضي، ناصح، عالم، امين، مؤتمن، منتجب و طيب است وليكن هادي و نقي، معروفترين و مشهورترين القاب وي مي باشند.

آن حضرت، مكنّي به "ابوالحسن" است و اين كنيه علاوه بر آن حضرت، بر سه تن از امامان ديگر شيعه، يعني امام علي بن ابي طالب(علیه السلام)، امام موسي بن جعفر(علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) نيز معروف مي باشد.

نام پدر بزرگوارش امام محمد تقي(علیه السلام)، امام نهم شيعيان و مادرش سمانه مغربيه مي باشد.

امام هادي(علیه السلام) در شأن مادرش فرمود: مادرم به حق من عارف و از بهشتيان است و شيطان سركش به او نزديك نمي شود و مكر جباران به وي نمي رسد. او در پناه خدايي است كه نمي خوابد و مادر صديقان و صالحان را به خود وانمي گذارد. (2)

 

  1. الارشاد (شيخ مفيد)، ص 635؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 230؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص361؛ الكافي (شيخ كليني)، ج1، ص 497؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي) ص 296
  2. منتهي الآمال، ج2، ص 361

 

3 رجب - شهادت امام علي النقي (علیه السلام)

امام علي بن محمد (علیه السلام)، معروف به هادي و نقي، كه دهمين امام شيعيان است، در سوم رجب، و به قولي در 25 جمادي الآخر، در سامرا به شهادت رسيد.(1)

امام علي النقي (علیه السلام) ، از ذي قعده سال 220 قمري، كه پدر بزرگوارش حضرت امام محمد تقي (علیه السلام) ، معروف به جوادالائمه (علیه السلام) ، به شهادت رسيد، بنا به وصيت آن حضرت، مقام منيع امامت را بر عهده گرفت.

گفتني است، هنگامي كه امام هادي (علیه السلام) مقام امامت را بر عهده گرفت، از عمر شريفش بيش از هشت سال و پنج ماه نگذشته بود و وي به مانند پدر ارجمندش در سنين كودكي به اين مقام عظيم نايل آمد.

امام علي النقي (علیه السلام) در ايام امامت خويش با خلافت شش تن از خلفاي بني عباس معاصر بود و رفتار اين عده از خلفاي عباسي با امام علي النقي (علیه السلام) متفاوت بود. برخي رفتار خصمانه و برخي ديگر رفتار متعادل تري اعمال مي نمودند. ولي همه آنان، در غصب خلافت و ناديده گرفتن حقوق امامت، هم رأي و هم نظر بودند.

در ميان آن ها، متوكل عباسي (دهمين خليفه عباسيان) بيش از همه، نسبت به اهل بيت (علیه السلام) و خاندان امامت و علويان صاحب نام، دشمني مي ورزيد و از هر راه ممكن در صدد اذيت و آزار آنان بر مي آمد و حتي نسبت به درگذشتگان اهل بيت (علیهم السلام) نيز عقده گشايي مي كرد و دستور مي داد كه قبور امامان معصوم (علیه السلام) ، به ويژه قبر مطهر اباعبدالله الحسين (علیه السلام) و خانه هاي مجاور آن را خراب كرده و زمين هاي كربلا را شخم زده و زراعت نمايند.(2)

وي، در سال 243 قمري، امام علي النقي (علیه السلام) را از مدينه منوره به سامرا فراخواند و آن حضرت را براي هميشه از موطن اصلي وي و اجداد طاهرينش دور نمود.(3)

امام علي النقي (علیه السلام) به مدت يازده سال در سامرا و در محله عسكر (منطقه مسكوني نظاميان) به حالت تبعيد، زندگي نمود و در اين مدت، تحت مراقبت و نظارت دستگاه امنيتي خلافت قرار داشت و از تماس با دوستان و ياران خويش محروم بود.

سرانجام در سوم رجب و يا به روايتي در 25 جمادي الآخر سال 254 قمري، در ايام خلافت معتز عباسي، به وسيله معتمد عباسي، برادر خليفه وقت، مسموم و در آن غريبه سرا، به شهادت رسيد.

به هنگام شهادت آن امام همام، جز فرزندش امام حسن عسكري (علیه السلام) ، كسي در بالينش حاضر نبود.

امام حسن عسكري (علیه السلام) در ماتم پدر بزرگوارش، بسيار گريست و خود اقدام به غسل، كفن و دفن آن حضرت گرديد. (4)

از امام هادي (علیه السلام) تشييع جنازه با شكوهي به عمل آمد. دوستداران اهل بيت (علیهم السلام) ، فقها، قضات، دبيران، اميران و حتي بزرگان دربار خلافت در تشييع جنازه مطهر وي شركت كرده و وي را در يكي از حجره هاي خانه اش دفن نمودند.(5)

هم اكنون قبر شريفش، به همراه قبر مطهر فرزندش امام حسن عسكري (علیه السلام) و قبر خواهرش حكيمه خاتون دختر امام جواد (علیه السلام) و قبر نرگس خاتون مادر امام زمان (علیه السلام) در يك ضريح مقدس قرار دارد و در شهر سامرا، مزار شيعيان و دوستداران اهل بيت (علیهم السلام) مي باشد.

 

  1. الارشاد (شيخ مفيد)، ص 649؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 384.
  2. منتهي الآمال، ج2، ص 383.
  3. همان، ص 377 و الارشاد، ص 646.
  4. منتهي الآمال، ج2، ص 385.
  5. الارشاد، ص 635؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 229؛ منتهي الآمال، ج2، ص 361؛ المستجاد (علامه حلي) ص 216؛ الكافي (شيخ كليني)، ج1، ص 497.

 

10 رجب - ميلاد مسعود امام محمد تقي (علیه السلام)

امام محمد تقي (علیه السلام) ، امام نهم شيعيان است. نام وي، "محمد" كنيه اش ابوجعفر ثاني و لقب هايش تقي، جواد، مرتضي، مختار، منتجب، قانع و عالم است. وليكن معروف ترين و مشهورترين لقب هاي وي تقي، جواد و جوادالائمه است.

نام پدرش امام علي بن موسي الرضا (علیه السلام) و مادرش سبيكه مي باشد.

نام هاي ديگري مانند سكينه، مرسيه و دره نيز براي مادرش نقل شد و امام رضا (علیه السلام) ، آن بانوي شريفه را "خيزران" ناميد.(1)

محل تولد امام جواد (علیه السلام) در مدينه منوره و در خانه امام رضا (علیه السلام) بود، ولي درباره تاريخ تولد آن حضرت، اتفاق چنداني ميان مورخان و سيره نگاران نيست. زيرا برخي پنجم ماه رمضان، برخي نيمه ماه رمضان، برخي نوزدهم ماه رمضان و برخي ديگر دهم رجب المرجب سال 195 قمري را روز تولد مبارك آثار آن حضرت مي دانند.(2)

امام رضا (علیه السلام) هنگامي كه به درخواست مأمون عباسي، به خراسان سفر نمود، از عمر شريف فرزندش امام محمد تقي (علیه السلام) بيش از پنج سال نگذشته بود و در هنگامي كه آن حضرت در خراسان به دسيسه مأمون عباسي، مسموم و شهيد گرديده بود، امام جواد (علیه السلام) تنها هشت سال بيشتر نداشت. امام جواد (علیه السلام) در سنين كودكي به مقام امامت نايل آمد و با آن صغر سن خويش، سكان كشتي شيعيان را به نيكي هدايت نمود و همانند پدر و نياكان معصوم خويش، پناه گاه عدالت جويان و دوستداران مكتب اهل بيت (علیهم السلام) شد.

مأمون عباسي كه به درستي، مقام و شأنيت آن حضرت را شناخته بود، دخترش ام الفضل را به عقد نكاح وي درآورد.

وليكن پس از وفات مأمون، هنگامي كه امام محمد تقي(علیه السلام) براي بار دوم به بغداد سفر كرده بود، همسرش ام الفضل به تحريك عموي خويش معتصم عباسي، آن حضرت را در سن جواني مسموم كرد و به شهادت رسانيد.(3)

  1. منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 324؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 186
  2. منتهي الآمال، ج2، ص 325
  3. الارشاد، ص 621

 


10 رجب - ولادت حضرت علي اصغر (علیه السلام) 

عبداللَّه رضيع(شيرخواره) يا علي اصغر، فرزند حضرت اباعبدالله الحسين(علیه السلام)است كه در روز عاشورا در آغوش پدر با تير حرمله يا عَقبةِ بن بِشر به شهادت رسيدند. مادر ايشان، رباب، بود. وقتي امام براي آخرين وداع، مقابل خيمه‏ها آمدند، زينب (علیها السلام)، علي‌اصغر را آوردند. ايشان در آغوش امام بودند كه تير حرمله بر گلويشان اصابت نمود.


13 رجب - ميلاد مسعود امام علي بن ابي طالب (علیه السلام)

امام علي بن ابي طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف در سيزده رجب سال سي ام عام الفيل، يعني 23 سال پيش از هجرت نبوي در درون كعبه معظمه ديده به جهان گشود.(1)

پدرش ابوطالب بن عبدالمطلب، كه با عبدالله بن عبدالمطلب پدر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، و مادرشان فاطمه بنت عمرو بن عايذ مخزومي بود.(2)

ابوطالب (علیه السلام) و همسرش فاطمه بنت اسد (علیها السلام) براي پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و گسترش دين مبين اسلام تلاش هاي زيادي به عمل آورده و رنج ها و سختي هاي فراواني متحمل گرديدند.

از زماني كه حضرت عبدالمطلب (علیه السلام) وفات يافت، كفالت نواده يتيمش محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر عهده عمويش ابوطالب (علیه السلام) افتاد و وي آن حضرت را تا آخر عمرش (به مدت 44 سال) سرپرستي و پشتيباني نمود و از عقايد و افكارش حمايت كرد.

ابوطالب (علیه السلام) و فاطمه بنت اسد (علیها السلام) ، در نگه داري پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چنان عمل مي كردند، كه وي را بر فرزندان خود ترجيح مي دادند و به او بهتر و بيشتر مي رسيدند.به همين لحاظ پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ، با وجود آن دو مهربان، احساس يتيمي نمي كرد و جاي پدر و مادر خويش را خالي نمي ديد.(3)

تولد مبارك آثارش در شهر مكه معظمه و در داخل خانه خدا (كعبه) واقع گرديد.

تولد در خانه كعبه، فضيلتي ويژه حضرت علي علیه السلام است و خداي متعال، تنها وي را به چنين امتيازي كرامت نمود. نه پيش از او و نه پس از او، براي هيچ كسي چنين فضيلتي پديد نيامده است.(4)

  1. خصائص الائمه(ع) (سيد رضي)، ص 39؛ الارشاد (شيخ مفيد)، ص 8
  2. منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 11
  3. خصائص الائمه(ع)، ص 39
  4. الارشاد، ص 8؛ خصائص الائمه(ع)، ص 39؛ منتهي الآمال، ج1، ص 143

 

15 رجب – وفات جانسوز حضرت زينب کبری (سلام الله علیها) 

حضرت زينب (علیها السلام) در سال ششم و به روايتي در سال پنجم قمري، دو سال پس از تولد امام حسين (علیها السلام) ، در حيات جدش حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) ، در مدينه منوره ديده به جهان گشود.(1)

پدرش اميرمؤمنان علي بن ابي طالب (علیه السلام) و مادرش فاطمه زهرا (علیها السلام) دختر رسول گرامي اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مي باشند. وي در خانواده اي ديده به جهان گشود كه مهبط جبرئيل امين و محل نزول وحي و ارتباط با ذات باري تعالي بود؛ به هر روي، اين كودك سعادتمند، در خردسالي مادرش را از دست داد و در خانه خويش، به جاي مادر مهربان مورد احترام همگان قرار گرفت.

وي در سنين جواني از ميان خواستگاران متعدد، با اذن و اجازه پدر ارجمندش حضرت علي (علیه السلام) ، پسر عمويش عبدالله بن جعفر را كه جواني اصيل، شرافتمند، دلير، متعهد و سخاوتمند بود، پذيرفت و به عقد و نكاح وي درآمد .(2)

حضرت زينب (علیها السلام) با اين كه به خانه همسرش نقل مكان كرده بود، ولي هيچ گاه خانواده پدري خويش را ترك نكرد و در تمام رويدادها و حوادث كوچك و بزرگ در كنار پدر مهربان و برادران ارجمندش امام حسن (علیه السلام) و امام حسين (علیه السلام) بود و در واقع، پس از حضرت زهرا(علیها السلام) رهبري زنان متعهد و ولايتمدار را بر عهده داشت و آن را به نيكي و شايستگي تمام اداره مي نمود.

اوج ايثارگري، فداكاري و كمالات روحي وي در واقعه كربلا به منصه ظهور رسيد. حضرت زينب (علیها السلام) تا هنگامي كه برادرش امام حسين(علیه السلام)زنده بود، مشاور و مايه دلگرمي آن حضرت بود و با اين كه فرزندي از وي به نام عون بن عبدالله در صحنه كربلا به شهادت رسيده بود، در عين حال تلاش فراواني به عمل آورده كه روحيه رزمي اباعبدالله الحسين(علیه السلام) را با رفتار و گفتار خويش تقويت كرده و خاطر آن جناب را از بازماندگان، آسوده نمايد. پس از شهادت امام حسين(علیه السلام) فصل نويني در حيات سياسي و اجتماعي حضرت زينب (علیها السلام) آغاز گرديد و وي با سرپرستي اسيران و بازماندگان شهيدان كربلا و تحمل اسارت كوفه و شام و خواندن خطبه هاي غرّا در مجلس عبيدالله بن زياد در كوفه و در مجلس يزيد بن معاويه در شام، قيام برادرش امام حسين(علیه السلام) را به كمال رسانيد و به افشاگري حكومت جائرانه يزيد پرداخت و چنان صحنه را بر وي تنگ كرد كه كه يزيد با تمام تكبرها و غرورهاي شيطانيش، سر تسليم فرود آورد و از كشتن امام حسين(علیه السلام) و يارانش اظهار ندامت كرد و آن را به گردن عبيدالله بن زياد انداخت و بدين لحاظ در صدد دلجويي از اسيران و بازماندگان واقعه كربلا برآمد و آنان را محترمانه به مدينه منوره برگردانيد.

حضرت زينب (علیها السلام) پس از بازگشت به مدينه، بر اثر داغ از دست دادن عزيزان و اندوه بي پايان واقعه كربلا، از نظر جسمي روز به روز ضعيفتر مي شد و توان خويش را از دست مي داد و سرانجام پس از هيجده ماه و پنج روز از واقعه كربلا و در 56 سالگي، در 15 رجب سال 62 قمري وفات يافت.(3)

هم اكنون در حاشيه جنوبي شهر دمشق (پايتخت سوريه) و در شهرك زينبيه نيز زيارتگاه باشكوهي وجود دارد كه شيعيان و دوستداران اهل بيت (علیها السلام) از سراسر دنيا براي زيارت قبر مطهر آن بانوي بزرگ علوي و فاطمي، بدانجا مي روند و با خواندن فاتحه و قرائت قرآن، بر روح بلند دختر اميرمؤمنان (علیه السلام) ، يعني حضرت زينب كبري (علیها السلام) درود و سلام مي فرستند.

  1. شام سرزمين خاطره ها (مهدي پيشوايي)، ص 171
  2. مستدرك سفينه البحار (علي نمازي)، ج4، ص 315؛ شام سرزمين خاطره ها، ص 173؛ بهجه المجالس (يوسف قرطبي)، ج2، ص 510؛ بلاغات النّساء (ابن طيفور)، ص 104 و 140.
  3. شام سرزمين خاطره ها، ص 206

نیمه رجب‌المرجب ، سومین روز از ایام البیض است، مومنان و مخلصان علاوه بر توجه ویژه به ماه رجب و بهره برداری از آن، فرصت نیمه رجب را غنیمت شمرده و هم‌ نوا با معتکفان اعمال ویژه این روز برای تقرب بیشتر به ذات باری‌تعالی به جا می‌آورند.از اعمال سفارش شده برای این روز انجام اعمال ام داوود است که مهمترین آنها عبارتند از:

  1. غسل .
  2. زیارت حضرت امام حسین (علیه السلام) . از ابن ابى بصیر نقل شده است كه گفت از امام رضا علیه‌السلام پرسیدم كه در چه ماهی امام حسین (علیه السلام) را زیارت كنیم؟حضرت فرمودند: در نیمه رجب و نیمه شعبان
  3. اقامه نماز حضرت سلمان
  4. عمل امّ داود كه عمده اعمال این روز بنا بر آنچه در مصباح شیخ است؛ آنست كه وقتی که فردی بخواهد این عمل را بجا آورد، روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بگیرد. و در روز پانزدهم نزدیک ظهر غسل كند و وقت  زوال ظهر، نماز ظهر و عصر را بجا آورد در حالتی كه ركوع و سجودشان را نیكو انجام دهد و در مکانی خلوت قرار بگیرد كه چیزى او را مشغول نسازد و کسی با او سخن ننماید. وقتی نماز به اتمام رسید رو به قبله بنشیند كند و صد مرتبه سوره حمد، صد مرتبه سوره اخلاص، و ده مرتبه آیة الكرسى را قرائت کند. سپس سوره‌های انعام، بنى‌اسرائیل، كهف، لقمان، یس، صافّات، حَّم سجده، حَّمعَّسَّق، حَّم دخان، فتح، واقعه، مُلْك، نَّ وَ اِذَا السَّماَّءُ انْشَقَّتْ و تا آخر قرآن را قرائت کند و پس از اتمام در حالی که رو به قبله است دعای مخصوص این روز را نجوا کند

25 رجب - شهادت امام موسي كاظم (علیه السلام)

امام موسي بن جعفر (علیه السلام) ، هفتمين امام شيعيان است.امام موسي كاظم (علیه السلام) سال 128 و يا 129 قمري از بانويي پرهيزكار و صالحه، به نام "حميده بربريه"، كه معروف به "حميده مصفاه" بود، ديده به جهان گشود و در بيست سالگي، پس از شهادت پدرش امام جعفر صادق (علیه السلام)، به امامت شيعيان نايل آمد.(1)

امام كاظم (علیه السلام) از سوي تمام خلفاي عباسی، در رنج و عذاب بود و چندين بار از سوي آنان دستگير و زنداني گرديد. تنها در دوران خلافت هارون الرشيد، به مدت چهار سال (از شوال سال 179 تا زمان شهادتش در سال 183 قمري) در حبس و شكنجه بود.(2)

هارون الرشيد (پنجمين خليفه عباسي) كه دشمني و ناسازگاري غير قابل انكاري با ذراري حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) و اولاد و احفاد امير مومنان (علیه السلام) داشت، در آزار و شكنجه سادات علوي و منتسبين به خاندان امامت و ولايت، كوتاهي نمي كرد.وي كه از مستبدترين حاكمان عباسي و جنايت كارترين آن ها است، وجود شريف امام موسي كاظم (علیه السلام) و مقام و معنويت وي و احترام مردم نسبت به او را، تحمل نمي كرد و از اين بابت، بسيار نارحت و عصباني بود.

سرانجام در رمضان سال 179 قمري، كه براي مراسم عمره وارد مكه شد و سپس به مدينه رفته بود، در آن جا دستور داد امام موسي كاظم (علیه السلام) را دستگير كنند.

مأموران هارون، امام موسي كاظم (علیه السلام) را در حالي كه در كنار قبر جدش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، به نماز و نيايش اشتغال داشت، دستگير كردند و به نزد هارون بردند.

هارون دستور داد، وي را در غل و زنجير كرده و به سوي عراق حركت دهند. وي براي سردرگمي مردم و پيش گيري از عكس العمل هاي احتمالي مردمي، دو محمل ترتيب داد و يكي را به سوي بغداد و ديگري را به سوي بصره روان داشت. امام موسي كاظم (علیه السلام) را در محمل بصره قرار داد. مأموران حكومتي، در هفتم ذي حجه همان سال، امام موسي كاظم (علیه السلام) را تسليم عيسي بن جعفر بن منصور دوانقي، پسر عموي هارون الرشيد و حاكم وي در بصره نمودند. عيسي بن جعفر، آن حضرت را در يكي از حجره هاي خانه خويش محبوس كرد و در آغاز به وي سختگيري نمود ولي بعدها كه عبادت و نيايش هاي دراز مدت آن حضرت را از نزديك مشاهده كرد، از سختگيري خويش نسبت به آن حضرت كاهيد و به هارون نامه نوشت كه آن حضرت را از حبس خانه وي خارج كند، در غير اين صورت، وي خودش آن حضرت را آزاد مي كند.

هارون، بناچار امام موسي كاظم (علیه السلام) را از حبس بصره خارج كرد و وي را به بغداد منتقل نمود و در خانه فضل بن ربيع، زنداني كرد.

در آن مدتي كه امام (علیه السلام) در نزد فضل بن ربيع زنداني بود، چند بار هارون از فضل بن ربيع درخواست كرد كه آن حضرت را به شهادت رساند، ولي وي امتناع كرد و از اين امر سر باز زد.

هارون، بار ديگر آن امام همام را از زندان فضل ربيع، به زندان فضل بن يحيي برمكي منتقل كرد و از وي درخواست نمود كه آن حضرت را به شهادت برساند. ولي فضل بن يحيي نيز امتناع نمود و در مقابل بر اعزاز و اكرام آن حضرت افزود.

سندي بن شاهك با قساوت قلب و سنگ دلي تمام، با آن حضرت رفتار مي كرد و پس از چندي شكنجه و آزار طاقت فرسا به دستور هارون الرشيد به آن حضرت، خرماي مسموم خورانيد و وي را غريبانه و مظلومانه در 25 رجب سال 183 قمري به شهادت رسانيد.

پس از شهادت امام كاظم (علیه السلام) ، سندي بن شاهك در يك عمل فريب كارانه، فقها، قضات و بزرگان بغداد را حاضر ساخت و جسد مطهر امام (علیه السلام) را به آنان نشان داد و گفت: ببينيد كه وي بدون هيچ جراحت و زخمي و به اجل عادي از دنيا رفته است و كسي در رحلت وي، مقصر نبوده است. سپس جنازه مطهر امام (علیه السلام) را به مدت سه روز در جسر بغداد گذاشته و روي مباركش را گشوده و مردم را ندا مي كردند كه اين موسي بن جعفر (علیه السلام) است كه از دنيا رفته و بياييد وي را مشاهده كنيد. مردم دسته، دسته مي آمدند و آن حضرت را نگاه مي كردند.

پس از آن، با همت والاي سليمان بن منصور، عموي هارون الرشيد، كه از اشراف و صاحب نفوذان عباسي بود، تشييع جنازه باشكوهي از جنازه امام موسي كاظم (علیه السلام) به عمل آمد و در مقابر قريش، در بغداد به خاك سپرده شد.(3)

قبر شريف امام موسي كاظم (علیه السلام) ، هم اكنون در كاظمين، كه عراقي ها، آن را كاظميه مي گويند، قرار دارد و قبر فرزندزاده اش حضرت امام محمدتقي (علیه السلام) نيز در جوار وي مي باشد و زيارتگاه شيعيان و شيفتگان مكتب اهل بيت (علیهم السلام) مي باشد.

  1. المستجاد (علامه حلي)، ص 182
  2. اصحاب الامام الصادق(علیه السلام) (عبدالحسين شبستري)، ج3، ص 317؛ الارشاد، ص 579؛ المستجاد، ص 189؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 322
  3. الارشاد، ص 579؛ المستجاد، ص 189؛ منتهي الآمال، ج2، ص 212

 

27 رجب - مبعث حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)

حضرت محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب(صلی الله علیه و آله و سلم)، آخرين پيامبر الهي است، كه براي هدايت بشر و راهنمايي دايمي انسان ها، از سوي پروردگار سبحان برانگيخته شد. (1)

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، به روايت شيعه در 17 ربيع الاول و به روايت اهل سنت در 12 ربيع الاول عام الفيل در مكه معظمه ديده به جهان گشود.(2)

پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، دو ماه پيش از تولد وي، از دنيا رفته بود. مادرش آمنه بنت وهب بن عبد مناف، از بانوان صالحه، جليل القدر و عاقله بود و در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريش، كم نظير و سرآمد همگان بود.وي نيز، پس از دو سال و چهار ماه و به روايتي، پس از شش سال از تولد تنها فرزند دلبندش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، بدرود حيات گفت.(3)

كفالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر عهده جدش عبدالمطلب بود و پس از وفات عبدالمطلب، بر عهده فرزندش ابوطالب، قرار گرفت.(4)

به هر روي، آن حضرت در 27 رجب سال چهلم عام الفيل (مطابق با سال 610 ميلادي)، در چهل سالگي به رسالت مبعوث شد.

آن حضرت در حالي كه در غار حرا، در حوالي مكه معظمه، به عبادت و نيايش مي پرداخت، جبرئيل امين بر وي نازل شد و بر وي آياتي از قرآن مجيد را به عنوان طليعه و آغاز كتاب هدايت و سعادت، بخواند و وي را به كسوت نبوت مفتخر ساخت. نخستين آياتي كه بر آن حضرت فرود آمد، آيه هاي سوره 96 قرآن مجيد، يعني سوره علق بود(5) و در آن آمده است: بسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ. خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ. اِقْرَا وَ رَبُّكَ الْاَكْرَمُ. اَلَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ

به روايتي، جبرئيل امين با هفتاد هزار فرشته و ميكائيل با هفتاد هزار فرشته فرود آمدند و براي آن حضرت، كرسي عزت و كرامت آوردند و تاج نبوت و رسالت را بر سر آن بزرگوار گذاشتند و لواي حمد را به دستش داده و گفتند بر فراز اين كرسي برو و خدايت را سپاس گو. به روايت ديگر، آن كرسي از ياقوت سرخ و پايه اي از آن از زبرجد و پايه اي از مرواريد بود و چون فرشتگان به سوي آسمان صعود كردند، آن حضرت از كوه حرا، پايين آمد و انوار جلال، او را فراگرفته بود، به طوري كه كسي توان نظر كردن به چهره مباركش را نداشت و بر هر درخت، گياه و سنگي كه مي گذشت، وي را سجده مي كردند و با زبان فصيح مي گفتند: السلام عليك يا نبي الله، السلام عليك يا رسول الله.

همين كه وارد خانه شد، از نور چهره مباركش خانه خديجه كبري (علیها السلام) منور شد و آن بانوي پرهيزكار پرسيد: اي محمد! اين چه نوري است كه در تو مشاهده مي كنم؟ حضرت فرمود: اين نور پيامبري است، بگو: لا اله الله، محمد رسول الله.

خديجه گفت: من سال هاست، كه پيامبري تو را مي دانم و هم اكنون نيز شهادت مي دهم كه خدايي جز خداوند يكتا نيست و تو رسول و پيامبر خدايي.

بدين گونه، خديجه نخستين كسي بود كه به همسرش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ايمان آورد.(6)

از ميان مردان نيز امام علي بن ابي طالب(علیه السلام)، به محض ديدن چهره نوراني پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به وي ايمان آورد و شهادتين را بر زبان جاري كرد.

از آن پس، پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در كنار خانه خدا نماز مي گذارد و خديجه (علیها السلام) و علي (علیه السلام) بر او اقتدا مي كردند و نماز مي خواندند.(7) اين سه نفر، با جان و مال و هستي خويش اسلام را پرورانده و فراگير نمودند.

  1. فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) (جعفر سبحاني)، ص 59
  2. كشف الغمه، ج1، ص 17؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 13؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 383؛ فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام، ص 59
  3. منتهي الآمال، ج1، ص 44؛ فرازهاي از تاريخ پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، ص 67
  4. همان و تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 384
  5. فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، ص 93؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 385
  6. منتهي الآمال، ج1، ص 47
  7. فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، ص 95

 

 
 

آمار بازدید

  • بازدید این صفحه : 476

  • بازدید امروز : 30

  • کل بازدید : 237275

  • بازدیدکنندگان آنلاين : 17

اطلاعات تماس

  • آدرس: خیابان کوی نصر(گیشای سابق)-نبش فاضل شرقی-پلاک 19

  • تلفن: 88241491-88240932

  • نمابر: 88484803

صفحه اصلی|درباره ما|تماس با ما

.تمامی حقوق این سایت متعلق به مدرسه علمیه الزهرا علیها السلام می باشد