ا محرم -آغاز محرم و دهه احياي امر به معروف و نهي از منكر

 

اول محرم، آغاز سال 1431 هجري قمري است. اين روز به مناسبت شروع ايام سوگواري حضرت اباعبدالله‌الحسين (علیه السلام)، بزرگ احياگر امر به معروف و نهي از منكر، ابتداي دهه احياي اين فريضه الهي نامگذاري گرديده است.

2 محرم - ورود امام حسين (علیه السلام)  به كربلا

حضرت ابا عبدالله الحسين (علیه السلام) پس از دريافت نامه هاي فراوان اهالي كوفه، مبني بر رفتن آن حضرت به كوفه و بر عهده گرفتن قيام مردمي بر ضد بني اميه، در آغاز پسر عمويش مسلم بن عقيل (علیه السلام) را به نمايندگي خويش به آن ديار اعزام كرد و اهالي كوفه، به ويژه شيعيان و محبان اهل بيت (علیهم السلام) از مسلم بن عقيل (علیه السلام) استقبال شاياني كرده و بيش از 18000 تن با وي بيعت كردند و مسلم بن عقيل (علیه السلام) پس از وصول اطمينان از صداقت كوفيان، نامه اي براي امام حسين (علیه السلام) نوشت و آن حضرت را به كوفه دعوت كرد. و امام حسين (علیه السلام) در روز هشتم ذي حجه سال 60 قمري به همراه خانواده، فاميلان و ياران خود عازم كوفه شد. امّا در بين راه، در توقف گاه زرود، خبر شكست قيام شيعيان كوفه و شهادت مظلومانه مسلم بن عقيل (علیه السلام) به دست مزدوران عبيدالله بن زياد را دريافت كرد. با اين حال، به حركت اعتراضي خويش به سوي عراق ادامه داد. ولي پس از گذشتن از توقف گاه شراف، با سپاه يك هزار نفري عبيدالله بن زياد، به فرماندهي حرّ بن يزيد تميمي روبرو گرديد.

حرّ بن يزيد از سوي حصين بن نمير مأموريت داشت كه در جاده ميان مكه و كوفه به گشت زني پرداخته و در صورت برخورد با قافله امام حسين (علیه السلام) آن را رديابي كرده و مانع ورودش به كوفه گردد.

امام حسين (علیه السلام) به محض رويارويي با سپاه خسته و تشنه حرّ بن يزيد، با آنان مهرباني كرد و همه را سيراب و از الطاف خويش برخوردار گردانيد.

حرّ بن يزيد بر امام حسين (علیه السلام) سخت گرفت و او را به سرزميني غيرآباد وارد و مجبور به توقف نمود. امام حسين (علیه السلام)ناچار شد در آن جا توقف كرده و آن را خيمه گاه خويش قرار دهد.

امام حسين (علیه السلام) پس از رسيدن به اين سرزمين، پرسيد نام اين مكان چيست؟گفتند: كربلا.

امام حسين (علیه السلام) همين كه نام كربلا را شنيد، گفت: اَللّهُمَّ اِنّي اَعوذُ بكَ مِنَ الكَربِ و البَلاءِ. سپس فرمود: اين جا، مكان كرب و بلا و محلّ محنت و عنا است، پس فرود آييد كه منزل و خيمه گاه ما اين جا است. اين زمين، محلّ ريختن خون ما است و در اين مكان، قبرهاي ما واقع مي گردد. اين ها را جدّم محمد مصطفي (صلی الله علیه و آله و سلم) به من خبر داده است.

پس قافله حسيني در آن جا فرود آمد و خيمه هاي مظلوميت و شرافت خود را بر افراشت و در طرف ديگر، حرّ بن يزيد با ياران و سپاهيان خويش نازل شد و خيمه هاي دشمني و قتال با آل پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر پا نمود.

شايان ذكر است، روز ورود امام حسين علیه السلام به سرزمين كربلا مصادف بود با روز پنج شنبه، دوّم محرّم سال 61 هجري قمري. (1)

بدين گونه، حركت امام حسين (علیه السلام) از مكه معظمه تا ورودش به كربلا، مدت بيست و چهار و يا بيست و پنج روز ادامه يافت. 

  1. الارشاد (شيخ مفيد)، ص 416؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 320؛ الفتوح (ابن اعثم كوفي)، ص 871

 

3 محرم - ورود عمر بن سعد به كربلا جهت جنگ با امام حسين (علیه السلام)

عمر بن سعد بن ابي وقاص، كه از بزرگان كوفه و از هواداران بني اميه بود، پيش از ماجراي خونين كربلا، حكم ولايت "ري" را از عبيدالله بن زياد، عامل يزيد بن معاويه در كوفه و بصره گرفته بود. ولي هنوز به اين امر اقدام نكرده بود، كه مخالفت امام حسين (علیه السلام) با يزيد و حركت وي به سوي كوفه پيش آمد كرد و همگان را به طريقي درگير ماجرا نمود.

عبيدالله بن زياد كه از توانايي هاي عمر بن سعد در مبارزات و جنگ ها با خبر بود و وي را در ميان هواداران بني اميه، مناسب نبرد با امام حسين (علیه السلام) مي ديد، به وي پيشنهاد فرماندهي سپاه رزمي خويش بر ضد امام حسين (علیه السلام) را داد و تنفيذ حكومت ري را مشروط به پايان بخشيدن ماجراي قيام امام حسين (علیه السلام) نمود.

عمر بن سعد در آغاز براي پذيرش اين امر مهم، از خود ترديد و دو دلي نشان داد، ولي در برابر تطميع هاي شيطاني عبيدالله تسليم و پيشنهادش را پذيرفت و فرماندهي سپاه يزيد بن معاويه بر ضد امام حسين (علیه السلام) را بر عهده گرفت.

وي، براي اين منظور در رأس يك سپاه چهار هزار نفري از كوفه خارج شد و در سوّم محرم سال 61 قمري، يك روز پس از ورود امام حسين (علیه السلام) به كربلا، وارد اين سرزمين شد و از آن پس سپاه يك هزار نفري حرّ بن يزيد نيز به او پيوست و در تحت فرماندهي وي قرار گرفت. (1) 

  1. بحار الأنوار (علامه مجلسي)، ج 44، ص 384؛ مقاتل الطالبيين (ابوالفرج اصفهاني)، ص 74؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 333؛

          الفتوح (ابن اعثم كوفي)، ص 885

 

7 محرم - آغاز تحريم آب براي كاروان امام حسين (علیه السلام)

پس از آن كه عبيداللَّه بن زياد، لشكريان خود را براي نبرد با اباعبداللَّه الحسين (علیه السلام) به كربلا گسيل داشت و آن حضرت را محاصره نمود، نامه‏اي به عمر بن سعد، فرمانده سپاه خود در كربلا نوشت و به او دستور داد: ميان حسين و آب فرات فاصله بياندازيد و اجازه ندهيد وي از آن آب استفاده كند!

ابن ‏سعد، عمروبن حجاج زبيدي را با 500 سوار، مأمور كرد تا مانع استفاده‏ امام حسين (علیه السلام) و يارانش از آب فرات گردند. اين واقعه ناجوانمردانه، سه روز پيش از شهادت امام حسين (علیه السلام) بود. البته حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام) و حضرت علي اكبر (علیه السلام) در مواردي از سياهي شب استفاده مي‏كردند و براي خيمه‏ ها آب مي ‏آوردند، اما بامداد روز عاشورا ديگر آبي براي رفع تشنگي طفلان هم باقي نماند و امام حسين (علیه السلام) و كودكان حرم در شدت گرما، متحمّل مصائب اين روز شدند.

9 محرم - تاسوعاي حسيني (علیه السلام)

شمر بن ذي‏الجوشن از سرداران لشكر عمر بن سعد، عصر روز نهم ابن سعد را مهيّاي نبرد ديد. از آنجائي كه حضرت اباالفضل (علیه السلام) را مبارزي بي‌محابا و شجاع مي‌دانست كوشيد وي را با ترفندي از لشكر امام حسين (علیه السلام) جدا كند. به همين اميد به خيام حرم نزديك شد و بانگ زد كه: فرزندان خواهرم كجايند؟

منظور شمر، حضرت عباس (علیه السلام) و سه برادرش به نام‏هاي عبداللَّه، جعفر و عثمان بود كه از فرزندان فاطمه ام‏ البنين (علیها السلام) بودند. آن مجلّله از قبيله‏ بني‏ كلاب و شِمر هم از همين قبيله بود. امام حسين (علیه السلام) كه صداي شمر را شنيد به برادرانش فرمود: «جواب شمر را بدهيد، اگرچه او فاسق است ولي با شما قرابت و خويشي دارد.»

حضرت عباس (علیه السلام) به همراه سه برادر نزد شمر رفتند. شمر براي آنان، امان نامه‏اي آورده بود، مشروط بر اين كه از ياري حسين (علیه السلام) دست بردارند و سپاهش راترك گويند. حضرت عباس (علیه السلام) فرمود: بريده باد دست‏هاي تو و لعنت باد بر اماني كه براي ما آورده‏اي. اي دشمن خدا! ما را امر مي‏كني كه از حمايت ولي خويش دست برداريم و از ملعونان اطاعت كنيم. آيا ما را امان مي‏دهي ولي براي پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اماني نيست؟

شمر از شنيدن اين پاسخ محكم و استوار خشمناك شد و به لشكرگاه خويش برگشت و آماده نبرد شد.

امام حسین (علیه السلام) در اوایل شب یاران خود را جمع کرد و خطاب به آنان گفت:

آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیالی آسوده بروید که بیعتی از من بر گردن شما نیست. اینک که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی برگیرید و بروید.

در این هنگام ابتدا اهل بیت امام (علیه السلام) و سپس یاران امام هر یک در سخنانی حماسی، اعلام وفاداری کردند و بر فدا کردن جان خویش در دفاع از امام تاکید کردند (1)

 

امام حسين (علیه السلام) برادر خود حضرت اباالفضل را به اردوگاه دشمن فرستاده و پيشنهاد دادند كه جنگ را به روز ديگر محول كنند تا آن شب را امام و يارانشان به نماز و راز و نياز با خداوند بپردازند.

 

  1. الارشاد، ج۲، ص۹۱-۹۴؛ إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 239

 

10 محرم - عاشوراي حسيني و شهادت امام حسين (علیه السلام)

امام حسین (علیه السلام)  پس از اقامه نماز صبح، صفوف نیروهای خود ۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده را منظم کرد. امام (علیه السلام) برای اتمام حجت، سوار بر اسب شد و همراه با گروهی از یاران به سوی لشکر دشمن پیش رفت و آنان را موعظه کرد. یکی از وقایع صبح عاشورا کناره گیری حر بن یزید ریاحی از لشکر عمر بن سعد و پیوستن به اردوگاه امام (علیه السلامبود.

 

در ابتدای جنگ، حملات به صورت گروهی انجام شد. طبق بعضی روایات تاریخی، تا ۵۰ تن از یاران امام، در اولین حمله به شهادت رسیدند. پس از شهادت اصحاب غیرهاشمی، یاران بنی‌هاشمی امام (علیه السلامبرای نبرد پیش آمدند. اولین کسی که از بنی هاشم از امام (علیه السلام) اجازه میدان طلبید و به شهادت رسید، علی اکبر (علیه السلام) بود. پس از او دیگر خاندان امام نیز یکی پس از دیگری به میدان رفتند و به شهادت رسیدند. ابوالفضل العباس (علیه السلام)، پرچمدار سپاه و محافظ خیمه‌ها نیز در نبرد با نگهبانان شریعه فرات به شهادت رسید.

پس از شهادت بنی‌هاشم، امام حسین (علیه السلام) عازم نبرد شد؛ اما از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای رویارویی با آن حضرت پا پیش نمی‌نهاد. پیادگان تحت امر شمر بن ذی الجوشن، امام (علیه السلامرا احاطه کرده بودند، ولی همچنان پیش نمی‌آمدند. شمر آنها را به حمله تشویق می‌کرد. شمر به تیراندازان دستور داد امام را تیرباران کنند. از فراوانی تیرها، بدن امام (علیه السلام) پر از تیر شده بود شمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان، از جمله سنان بن انس نخعی و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین (علیه السلام) آمدند. شمر آنان را به تمام کردن کار امام (علیه السلام) تشویق کرد. اما کسی نمی‌پذیرفت. او به خولی بن یزید دستور داد تا سر حسین(علیه السلام) را جدا کند؛ اما او نتوانست این کار را انجام دهد. شمرو به نقلی سنان بن انس از اسب پیاده شد و سر امام (علیه السلام) را جدا کرد و به دست خولی داد (1).

 سپس به خيمه‌هاي كاروان امام حسين (علیه السلام) تاختند و ضمن سوزاندن خيمه‌ها، به كودكان و زنان حرم اسائه ادب كردند. سپس بازماندگان حرم امام )علیه السلام( را به اسارت بردند.

قال رسول ‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : إنَّ لِقَتلِ الحُسَينِ حَرارَةً في قُلوبِ المُؤمِنينَ لاتَبرُدُ أبَداً (2)

همانا براي قتل حسين‏ (علیه السلام) آتشي در دل مؤمنان است كه هرگز سرد نخواهد شد.

قال رسول‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : يا فاطِمَةُ! كُلُّ عَينٍ باكِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ إلّا عَينٌ بَكَت عَلي مُصابِ الحُسَينِ

اي فاطمه! همه چشم‏ها در روز قيامت گريان است جز چشمي كه بر مصيبت‏هاي حسين بگريد.(3)

  1. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۲؛ الموفق بن احمد الخوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۶
  2. مستدرك الوسائل ، ج 10 ، ص 318
  3. بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 293

 

 

 

11 محرم - اسارت بازماندگان شهداي كربلا

پس از شهادت اباعبدالله الحسين (علیه السلام) و ارسال سر مقدس آن حضرت در عصر عاشورا به كوفه، عمر بن سعد در روز يازدهم محرم دستور داد كه سرهاي ساير شهيدان را شست و شو داده و در ميان سركردگان سپاه خويش تقسيم كنند. تا آنان، آن سرها را به نزد عبيدالله برده و پاداش بگيرند.

هم چنين وي دستور داد كه كشته هاي خود را گردآوري كرده و بر آنان نماز بخوانند و سپس دفن كنند. ولي بدن هاي بي سر شهيدان را در آن بيابان رها كرد. آن گاه دستور داد زنان، كودكان و بازماندگان واقعه عاشورا را اسير و به همراه خود به كوفه ببرند.

هنگام خروج آنان از سرزمين كربلا، به خواسته اسيران و يا به دستور عمر بن سعد جهت تازه كردن داغ اسيران و عزيز از دست دادگان، آنان را از كنار پيكرهاي شهيدان عبور دادند.لحظه وداع بازماندگان با بدن هاي بي سر شهيدان، محشري بود و دل هر سنگي را آب مي كرد.

در همين روز آنان را وارد شهر بزرگ كوفه كرده و جمعيت فراواني به ديدن اسيران آمدند، كه برخي اظهار خوشحالي و شادماني كرده و برخي ديگر در مظلوميت اهل بيت (علیهم السلام) و در عزاي سيد شهيدان، مي گريستند و ضجّه مي كشيدند.

 

عبيدالله بن زياد در قصر دارالامارة كوفه، بار عام داد و تعداد زيادي از اشراف و اعيان و هواداران بني اميه در آن گرد هم آمده و سپس سرهاي شهيدان كربلا و اسيران و بازماندگان را بر مجلس عبيدالله وارد كردند. (1)

 

  1. الارشاد (شيخ مفيد)، ص 470؛ الفتوح (ابن اعثم كوفي)، ص 913؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 407

12 محرم – ورود اسيران كربلا به كوفه و خاكسپاري شهداي عاشورا

شهادت حضرت سجّاد (علیه السلام)


روز دوازدهم محرم سال 61 قمري، كاروان اسيران كربلا، وارد كوفه شد. در كوفه امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زينب (علیها السلام) طي خطبه‌هائي ستم‏ و جنايات امويان را افشا كردند و مردم اين شهر را به خاطر ياري نكردن امام حسين (علیه السلام) و همراهي با لشكر ابن زياد سرزنش كردند. در همين روز، مردم قبيله بني‏ اسد از روستاي غاضريه به كربلا رسيدند و با كشته‌هاي در خون فتاده امام حسين (علیه السلام) و ياران باوفايي آن حضرت، مواجه شدند و پيكرهاي مطهر شهدا را به خاك سپردند كه البته امام سجاد (علیه السلام) شخصا" بدن مطهر امام حسين (علیه السلام) را دفن نمودند.

شهادت امام سجاد(علیه السلام) در برخي نقل‏ها سال 92 ق و در نقلي ديگر سال 94 و در منابعي ديگر سال 95 ذكر شده است. در روز شهادت آن حضرت نيز اختلاف وجود دارد. به يك روايت شهادت ايشان 12 محرم واقع شد. اما در برخي منابع، شهادت ايشان را روزهاي 18،22 و 25 ماه محرم نيز ذكر كرده‏اند.

حضرت امام سجاد (علیه السلام) در دوران پُر از اختناق بني‏اميه، عهده‌دار امامت و ولايت بودند و با وجود دستگاه مخوف بني‌اميه امكان هرگونه فعاليت ارشادي محدود مي‌شد؛ با اين حال، امام سجاد (علیه السلام) از ارشاد و نشر احكام اسلام فروگذار نكردند و به هر نحوِ ممكن، مسائل اسلامي را بيان مي‏نمودند. ادعيه آن بزرگوار اغلب در صحيفه‏ سجاديه مشتمل بر 54 دعا جمع آوري شده است. آن بزرگوار همچنين با خريد غلام و تعليم احكام و معارف اسلامي و سپس آزاد كردن آنها، از حداقل شرايط ممكن براي نشر تعاليم اسلامي بهره مي‌جستند.

 

مدت عمر آن امام بزرگوار، 57 سال و مدت زمان امامت ايشان 34 سال بود. سرانجام آن بزرگوار به دستِ هشام بن عبدالمَلِك در زمان خلافت وليد بن عبدالملك مسموم شده و به شهادت رسيدند. پيكر مطهر امام سجاد (علیه السلام) را در قبرستان بقيع و در كنار مرقد مطهر حضرت امام حسن مجتبي(علیه السلام) به خاك سپردند.


13 محرم - تدفين پيكرهاي مقدس شهيدان كربلا

عمر بن سعد، فرمانده سپاهيان عبيدالله بن زياد، پس از پايان ماجراي عاشورا، در روز يازدهم محرم اجساد كشته هاي سپاه خويش را شناسايي و گردآوري كرد و آنان را دفن نمود و در حالي كه شهدای اهل بيت (علیهم السلام) و بدن مقدس امام حسين (علیه السلام) و ساير شهيدان و يارانش بر زمين مانده بود، كربلا را به قصد كوفه ترك كرد.

گروهي از قبيله بني اسد كه در "غاضريه" در نزديكي كربلا ساكن بوده و به شهید شدن امام حسين (علیه السلام) و يارانش به دست سپاه حكومتي امويان اطلاع يافتند، در روز سيزدهم محرم وارد كربلا شده و پيكرهاي مقدس شهيدان را گردآوري نمودند و سپس بر آنان نماز گزارده و در همان جا به خاك سپردند.

 

بدين گونه، بدن مطهر اباعبدالله الحسين (علیه السلام) را در همين مكاني كه اكنون معروف است، دفن كرده و فرزند رشيدش حضرت علي اكبر(علیه السلام) را در پايين پاي پدر به خاك سپردند و براي ساير شهيدان در پايين قبر امام حسين (علیه السلام)، قبر بزرگي حفر و همگي را در آن جا دفن نمودند. غير از بدن هاي مطهر حضرت عباس بن علي (علیه السلام) ، حبيب بن مظاهر و حرّ بن يزيد رياحي كه هر يك را در مكاني ديگر به خاك سپردند.(1)

 

  1. الارشاد (شيخ مفيد)، ص 470؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 405

25 محرم -شهادت حضرت سجّاد (علیه السلام)

تاريخ دقيق شهادت امام سجاد (علیه السلام) مشخص نيست ولي روايت 12 محرم و  25 محرم سندّيت بيشتري دارد. مدت عمر آن حضرت 57 سال و طول امامت آن بزرگوار حدود 34 سال مي‏باشد.

حضرت امام سجاد (علیه السلام) در دوران پُر از اختناق بني‏اميه، عهده‌دار امامت و ولايت بودند و با وجود دستگاه مخوف بني‌اميه امكان هرگونه فعاليت ارشادي محدود مي‌شد؛ با اين حال، امام سجاد (علیه السلام) از ارشاد و نشر احكام اسلام فروگذار نكردند و به هر نحوِ ممكن، مسائل اسلامي را بيان مي‏نمودند.

 

ادعيه آن بزرگوار اغلب در صحيفه‏ سجاديه مشتمل بر 54 دعا جمع آوري شده است. آن بزرگوار همچنين با خريد غلام و تعليم احكام و معارف اسلامي و سپس آزاد كردن آنها، از حداقل شرايط ممكن براي نشر تعاليم اسلامي بهره مي‌جستند. سرانجام آن بزرگوار به دستِ هشام بن عبدالمَلِك در زمان خلافت وليد بن عبدالملك مسموم شده و به شهادت رسيدند. پيكر مطهر امام سجاد (علیه السلام) را در قبرستان بقيع و در كنار مرقد مطهر حضرت امام حسن مجتبي (علیه السلام) به خاك سپردند.

 
 

آمار بازدید

  • بازدید این صفحه : 556

  • بازدید امروز : 84

  • کل بازدید : 250989

  • بازدیدکنندگان آنلاين : 1

اطلاعات تماس

  • آدرس: خیابان کوی نصر(گیشای سابق)-نبش فاضل شرقی-پلاک 19

  • تلفن: 88241491-88240932

  • نمابر: 88484803

صفحه اصلی|درباره ما|تماس با ما

.تمامی حقوق این سایت متعلق به مدرسه علمیه الزهرا علیها السلام می باشد